جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
514
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
صفويه طرفدارى نمودند و در استقرار سلطنت آنها همراهى كردند و به پاداش اين خدمتگزارى جزو هفت قبيلهء قزلباش ( كلاه سرخ ) درآمدند . بنابر روايتى مادر شاه اسماعيل از تبار قاجار بود « 1 » و مىدانيم كه در زمان جانشينى او شاه طهماسب ، قندهار حاكمى قاجار داشت و يك سفير قاجار به دربار باب عالى مأمور شد كه نشان مىدهد از همان اوان كار ، طايفهء قاجار چه مقام شامخى احراز كرده بودند . در دورهء سلطنت شاه عباس قدرت آنها به حدى بالا گرفت كه اين پادشاه صلاح آن ديد كه طايفهء ايشان را به سه تيره تقسيم كند و آنها را در مرو و خراسان براى مقابله با تاتارها و در گرجستان براى جنگ با لزگيها و در گرگان و استراباد به منظور نبرد با تركمنها مستقر سازد و اين محل آخرين مركز عمدهء اين طايفه شد كه رئيس آن فتحعلى خان را ( اين داستان 130 سال پيش است ) كه شاه طهماسب دوم با نادر قلى خان فرماندهء لشكريان خود برگزيد ، ولى اين سرباز بلندپرواز و خوشاقبال او را زود از ميان برداشت « 2 » و بدينسبب حس كينهتوزى خونين در ميان آن طايفه باقى گذاشت و آنقدرهم اين كينهجوئى باقى بود تا همهء بازماندگان نادر بوسيلهء مرگ يا زجر و ذلت از بين رفتند و فرمانروائى قاجار با اقتدار كامل بر تخت سلطنت ايران استوار گرديد . آقا محمد خان نوادهء فتحعلى خان كه خود از افزودن بر نسل و تبار خويش عاجز بود چون در اوان جوانى به امر عادل شاه برادرزاده و جانشين كريم خان عقيم شده بود برادرزادهء او فتحعلى شاه و جانشينهاى وى بعدا به قدرى در توالد و تناسل فرزندان پسر ، ممتاز جلوهگر شدند كه پايندگى آن خاندان تأمين گرديده است و شايد در تمام دنيا خانوادههاى فرمانروا نباشد كه طى صد سال تعداد ايشان مانند نسل سلطنتى قاجار اين همه زياد شده باشد . در واقع قاجاريه به پنج علامت و نشان كه در ميان شاهزادگان اين سلسله بوده است از ديگران ممتاز بودهاند و آن :
--> ( 1 ) - آقاى واتسن در تاريخ ايران خود مىنويسد : من هميشه مىپنداشتهام كه مادر شاه اسمعيل مارتا دختر اوزن حسن رئيس طايفهء آققويونلو و زن مسيحى او دسپينا دختر كالويوحنا امپراتور ترابوزان بوده است . ( 2 ) - او را در مزار خواجه ربيع بيرون مشهد دفن كردند . رجوع شود به فصل هفتم .